. . . . . می ترسم،درست مثل ترسی که در شروع یک عشق به آدم دست می دهد... ++اضافه شده:من محرمانه هایم را برای تو می نوشتم اما حالا برای کی بنویسم؟برای مسعود مرعشی می نویسم که سبکش را دزدیدم محرمانه: ۱.تو از اول همه چیز را اشتباه گرفتی،حتی الان.تو ببخشید اما تو احساساتت را اشتباهی بخشیدی خوب من!!!
نوشته شده در 87/02/07ساعت 13:28 توسط مینایی از جنس مینا
|
|
اینم از من!!!
![]() خستگی هایم را، همه گستردگی روحم را، همه را می بخشم. رهگذر میداند، رهگذر می داند ،که غباری در راه، که صعودی زیبا، که شکوهی،که جلالی بر نام، همه،خود،رهگذرند رهگذر می مانم، رهگذر از ره یک آشفته. من به بخشندگی قصه حسادت نکنم! همه را می بخشم... تو به اندازه ی احساس خدا هم باشی، رهگذر می مانی. همه را می بخشم... و تو را،ای زیبا. تا نمازی دیگر، همه را می بخشم!!! ------------------------ "من"، بدون "تو"، با همهی خورشید هم سردم است.... . . . و "من" هنوز و تا همیشه فقط "تو" را دوست دارم. منوی اصلی
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
پشت دریا شهری ست
اینجا ستاره ای سو سو می زند(وب گروهی ما) دستنوشته های کامران نجف زاده موسسه گسترش اندیشه و عرفان مولانا نا گفته های یک جوان سایت رسمی((دفتر هدایت)) بی هویت ماجراهای یک دروغگوی خوش حافظه سمپاد راهه های باریک عمر 40cheragh دوربرگردون GIA احمدرضا توسلی سایت رسمی دکتر رزم پا دخترا سیب گلابن(بهاره) محمد جواد عبدی-رادیو جوان امکانات
طراح قالب
TEMPFA.COM powered by BLOGFA.COM |

