و تو دل می سپاری به حقیقت...و حقیقت چقدر بی رحم است....
نوشته شده در 87/02/11ساعت 23:9 توسط مینایی از جنس مینا
|
اینم از من!!!
خستگی هایم را، همه گستردگی روحم را، همه را می بخشم. رهگذر میداند، رهگذر می داند ،که غباری در راه، که صعودی زیبا، که شکوهی،که جلالی بر نام، همه،خود،رهگذرند رهگذر می مانم، رهگذر از ره یک آشفته. من به بخشندگی قصه حسادت نکنم! همه را می بخشم... تو به اندازه ی احساس خدا هم باشی، رهگذر می مانی. همه را می بخشم... و تو را،ای زیبا. تا نمازی دیگر، همه را می بخشم!!! ------------------------ "من"، بدون "تو"، با همهی خورشید هم سردم است.... . . . و "من" هنوز و تا همیشه فقط "تو" را دوست دارم.